جمال رضايى
339
بيرجندنامه ( فارسى )
يا گلابپاش پرگلاب حمل مىكردند و بعد از آنان « آينهء تخت » عروس و شمعدانهايى را كه به آن تعلّق داشت حمل مىنمودند . پشت سر و به دنبال اين چند نفر چند يا چندين مرد نسبتا جوان نيرومند هدايا و كالاها و اشياء ديگر را در « مجموعه » هايى كه به آنها « مجمعه » ( مجمه majme ) مىگفتند بر روى سر « مىكشيدند » « 1 » روى اين « مجموعه » ها سفرهمانندهايى زينتى يا قلمكار مىانداختند كه درون آنها ديده نشود . اين سفرهها را « مجموعهپوش » ( مجمهپوش majme pus ) مىناميدند . آنچه در اين مجموعهها حمل مىشد معمولا عبارت بود از : چند دست لباس ( ويژهء عروس ) ، چند جفت كفش براى عروس و زنان و دختران خانوادهء عروس ( مانند مادر ، خواهر ، خاله ، عمّه و . . . ) ، مقدار قابل ملاحظهاى شيرينىهاى گوناگون ، قند ، چاى ، برنج ، روغن ، زعفران ، صابون ، حنا و . . . حاملان اين مجموعهها در يك صف مرتب و پشت سر يكديگر در پرتو نور چراغهاى بادى و تورى حركت مىكردند ، در انتهاى صف يك يا چند گوسفند و يك يا چند جوال آرد گندم هم مىبردند . طلاها و جواهرات و زر و زيورآلات تقديمى داماد را يك يا دو بانوى محترم و معتمد از نزديكان داماد همراه اين كاروان مىبردند و چند تن از مردان خانوادهء داماد با كاروان حركت و از « بار » ها مراقبت مىنمودند و نظم و آرايش صف كاروان را زير نظر داشتند . هنگامى كه اين كاروان با سلام و صلوات به خانهء عروس مىرسيد ، چند تن از بستگان يا كسان عروس با منقلهايى پر از آتش زغال كه براى دفع چشمزخم روى آنها « اسفند » و « كندر » مىريختند و دود مىكردند هلهلهكنان و با شادى و سلام و صلوات از كاروان استقبال مىكردند و « باركش » ها را به درون خانهء عروس راهنمايى مىنمودند . « باركش » ها « بار » ها را در جا يا جاهايى كه براى آنها در نظر گرفته شده بود بر زمين مىگذاشتند و كسان عروس از آنها با شربت و شيرينى پذيرايى مىكردند و فراخور توانايى خانوادهء عروس به هركدام هديّه و انعامى مىدادند كه بيشتر عبارت بود از مقدارى شيرينى و مبلغى پول كه در يك دستمال نو ( معمولا ابريشمى ) پيچيده و بسته شده بود . « عقد كردن » را در بيرجند « عقد بستن » و عمل بستن عقد را « عقدبندان » ( ااق بندا [ ن ] aq bando [ n ] ) مىناميدند و مىنامند . روزى كه شب آن روز قرار بود عقد بسته شود ، مشّاطه ( مشاته masate ) به خانهء عروس مىرفت و او را آرايش مىكرد ( آرايشى بسيار سبك و دخترانه ) . داماد هم استحمامى مىنمود و سر و صورتش را به شيوهء معمول آن زمان مىآراست و كفش و لباسى را كه عروس براى وى فرستاده بود بهپا مىكرد و مىپوشيد و براى اجراى
--> ( 1 ) . طبق چوبى و « طبقكش » در آن هنگام در بيرجند نبود و بجاى « طبق » از « مجموعه » استفاده مىكردند .